رحلت مولانا
در ادامه مطلب
رحلت مولانا
تربت و مقبره مولانا
مدخل بزرگ تربت مولانا
شبستان بارگاه مولانا
قبةالحضراء
کتیبه ها و نوشتهای مقبره مولانا
قبور ديگر
ادامه مطلب
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست *** جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است
در ادامه مطلب
رحلت مولانا
تربت و مقبره مولانا
مدخل بزرگ تربت مولانا
شبستان بارگاه مولانا
قبةالحضراء
کتیبه ها و نوشتهای مقبره مولانا
قبور ديگر
اوضاع اجتماع و حکومت در دوره مولانا
اخلاق وافکار مولانا
نردبان روحاني:
از مقامات تبتل تا فنا
زندگینامه مولانا
زادگاه مولانا:
جلالالدين محمد درششم ربيعالاول سال604 هجري درشهربلخ تولد يافت. سبب شهرت او به رومي ومولاناي روم، طول اقامتش و وفاتش درشهرقونيه ازبلاد روم بوده است. بنابه نوشته تذكرهنويسان وي درهنگامي كه پدرش بهاءالدين از بلخ هجرت ميكرد پنجساله بود. اگر تاريخ عزيمت بهاءالدين رااز بلخ در سال 617 هجري بدانيم، سن جلالالدين محمد درآن هنگام قريب سيزده سال بوده است. جلالالدين در بين راه در نيشابور به خدمت شيخ عطار رسيد و مدت كوتاهي درك محضر آن عارف بزرگ را كرد.
چون بهاءالدين به بغدادرسيدبيش ازسه روزدرآن شهراقامت نكرد و روز چهارم بار سفر به عزم زيارت بيتاللهالحرام بر بست. پس از بازگشت ازخانه خدا به سوي شام روان شد و مدت نامعلومي درآن نواحي بسر برد و سپس به ارزنجان رفت. ملك ارزنجان آن زمان اميري ازخاندان منكوجك بودوفخرالدين بهرامشاهنام داشت، واو همان پادشاهي است حكيم نظامي گنجوي كتاب مخزنالاسرار را به نام وي به نظم آورده است. مدت توقف مولانا در ارزنجان قريب يكسال بود.
بازبه قول افلاكي، جلالالدين محمددرهفده سالگي درشهرلارنده بهامرپدر، گوهرخاتون دخترخواجه لالاي سمرقندي را كه مردي محترم و معتبر بود به زني گرفت و اين واقعه بايستي در سال 622 هجري اتفاق افتاده باشد و بهاءالدين محمد به سلطان ولد و علاءالدين محمد دو پسر مولانا از اين زن تولد يافتهاند.
در ادامه مطلب از حضرت مو لانا بیشتر بخوانید

خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من
ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت

ساربانا برگرد ساربانا بر خیز ساربانا چه کسی میداند نام یاری که غریبانه زما دور افتاد نام عصیان درخت نام رقص گل یخ در بوران نام معشوق خداست و جدا از غم و اندوه و بلاست ساربانا برسان پیغامم و بگو که دلم لک زده تا سر بنهم بر زانوت و بپرسم از تو دور از این شهر کدام ابادیست
